خبرهای داغ
سلام سلام سلام
بالاخره بعد از چند روز تاخیر یه مهلتی پیش اومد تا از تازه های ابوالفضل و اطراف بنویسم... چقدر دلم برای وبلاگ پسملی تنگ شده بود...
اول از هرچیزی سیزده ماهگیه گلکم مبارک... یه تبریک ویژه هم به خاله مریم... ورود دایی وحید و به زندگیمون تبریک میگم خاله جون... ایشاالله خوشبخت شین...
خب اندر اتفاقات جدید :8شهریور اولین نوشیدن با نی...9شهریور رفتن به خونه ی دایی حسن و زندایی صبا با مترو، متروی کرج تهران خوب بودی ولی تو متروی داخلی کلافه شدی...10 شهریور خرید به یاد ماندنی با بابا، البته بدون حضور کوچولوی نازمون... 11 شهریور اولین جلسه ی آتلیه ی مامان و خاله ها که کلی ذوق کردن، تو این روز به مامان جون کلی زحمت دادیم و شما کلی اذیت کردین...12 شهریور رفتن به نمایشگاه گل و گیاه با دایی هادی که پسملی بین راه خوابید و ما هم بخاطر اینکه اذیت نشه برگشتیم خونه و بدون عسلم رفتیم...13 شهریور خبر خرید خونه ی خاله منا، ایشاالله مبارک باشه. خبر قبولی ارشد خاله مریم، مبارکه خاله. و آبروداریه ابوالفضل در این روز، مامان جون خیلی ازت راضی بود...14 شهریور متوجه شدم که آب گفتنهای مکررت بخاطر تشنگی نیست، به هر چیز خوراکی حتی شیرمامان که طلب می کنی آب می گی...15 شهریور چکاپ عسلم، که زیاد از وزن گیریت راضی نبودم، سیزده ماهه شدنت، و رفتن به خونه ی عمه اکرم و عمو حافظ، با مهنا و حلما، هدیه و هومن اینقدر بازی کردی که شب غش کردی...16 شهریور اومدن عمو مهران به عنوان کاراکتر به آتلیه، روز خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت...17 شهریور یکی از قشنگترین روزهای زندگیمون ، بله برون خواهر عزیزم مریم، تو این روز ابوالفضلم خیلی با ما همکاری کرد...

ناز بخوابی عسلم
چند تا عکس از نمایشگاه گل و گیاه کرج...















خبرهای داغ
